محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
247
مجمع الانساب ( فارسى )
ذكر اوكتاى خان او قرة عين ابناء و آل چنگيز خان بود و هر ريشى كه از چنگيز خان و لشكر او بر دل اهل جهان راه يافته بود او به فرط عدل و جود و بذل بر جاى هر يك مرهمى نهاد و تدارك آن همه خشونت به احسان و لطف خود بكرد و خواجه صاحب ديوان علاء الدين عطاملك در تاريخ جهانگشاى ذكر جود و سخاوت و بذل او در مجلدى كه قريب صد ورق باشد جداگانه نهاده و چنانچه او در سخاوت بود مناقب و مآثر حاتم طايى و آل برمك را محو كرده است . چه بالش زر و نقره به هزار و دو هزار و سه هزار و ده هزار بخشيده و گوهر و در و لآلى و سنگواره به پيلوار و به كنار و به جوال به مردم داده و رحمى و شفقتى كه در دل او بوده اگر اسلام داشتى توانست گفت كه سيرت انبيا داشته و سخنهاى او همه موافق سخن محققان و اوليا بوده و با دين محمدى عليه الصلاة و السلام و التحية و الرضوان ميلى عظيم داشت و در هر قضيه مدد مسلمانان كردى و مسلمانان را بر ديگر امم « 18 » ترجيح دادى و نام محمد رسول اللّه [ ص ] به حرمت بردى و تعظيم كردى . و گويند روزى پادشاهى لعلى ممسوح پيش او آورد و نام محمد رسول اللّه بر بالاى آن كنده بودند وزيرترنام پادشاهانى كه لعل از آن ايشان بود . بفرمود تا نام آن پادشاهان از آن لعل پاك كردند و نام محمد عليه السلام بجاى بگذاشت و گفت تا بر من مبارك باشد و نام خود زير نام رسول ثبت كرد و اين از كمال اعتقاد است . و چون ذكر او مفصلا خواهد آمد در اين مختصر چندان ننبشت . و اللّه اعلم . ذكر تولى خان او را چنگيز خان الغنويين خواندى و بزرگ داشتى به سبب استخوان مادرش و گويند مادر او دختر خان خانان بود و چنگيز خان ممالك غربى كه آن مملكت ايران زمين است از آب آمويه تا حد شام و مصر و تختگاه خليفه به وى بخشيده بود و در حيات پدر خود يك نوبت - غير از آنكه با پدر آمده بود - به نفس خود بدين طرف آمد و مملكت خود را تصرف نمود و خراسان را على طريق الاجمال چنانچه از
--> ( 18 ) . در نسخهء اساس : « امت » .